نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک زان گل که شد شکفته به بستان کربلا

.................................................
روى نيازم كجاست، سوى حسين است و بس
قبله قلبم كجاست، كوى حسين است و بس
سلسله عشقم و، سلسله جنبان خداست
سلسله عشق چيست، موى حسين است و بس
ديدن وجه خدا، هست مرا آرزو
وجه خداى عزيز، روى حسين است و بس
بوى بهشت خدا، از حرمش مى وزد
بوى بهشت خدا، بوى حسين است و بس
رحمت و لطف و كرم، عشق و صفا در جهان
بخشش و جود و سخا، خوى حسين است و بس
روز جزا در امان، هر كه رود اى عزيز
از بركات دم و، هوى حسين است و بس
كوثر و حوض بهشت، جنت و نهر حيات
اندكى از قطره، جوى حسين است و بس
..............................................................................................

واقعه كربلا در دل دوستداران اهل بیت(ع)، شعله تازه و فروزان تری برافروخت و ریخته شدن خون نواده پیغمبر(ص) با وحشیانه ترین نوع و شكنجه و عذاب، خشم و نفرت بسیاری در بین پیروان آن حضرت پدید آورد، در مصیبت كربلا دل ها سخت به درد آمد و از همان وقت این روح شهادت و فداكاری و حقیر شمردن مرگ به فعالیت شیعیان قدرت تازه ای بخشید.

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم
